گنجشک با خدا قهر بود……. روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد….. و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت … های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد …
نظرات شما عزیزان:
.gif)
منتظرتما...
داداشی قالبه وبو عوض کرد یدونه سبکتر گذاشت که قشنگترم هست، راحتم باز میشه،فقط گفت بهت بگم پستایی که عکسایه گنده داره نذار روش چون قالب سنگین میشه!!!!
کلی عکس داشتم انقد خورد تو پوزم!!!!
.gif)
تازه برام یه لوگو اختراع کرده که تو عکس پست گذاشتمش!!!!
خیلی باحاله!!!!!!!!!!فقط بهش بگو آپ کنه!!!
بابت این همه فعالیتتم ممنون!!!!!
راستی از قسمت نویسنده ها عضوت کردم
با نام کاربری:
mina
و پسورد:
mina
از این به بعد با این اطلاعات وارد وب شو!!!
فقط همین،دوستت دارم آجی جون،
بای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی
.gif)
داداشی قالبه وبو عوض کرد یدونه سبکتر گذاشت که قشنگترم هست، راحتم باز میشه،فقط گفت بهت بگم پستایی که عکسایه گنده داره نذار روش چون قالب سنگین میشه!!!!
کلی عکس داشتم انقد خورد تو پوزم!!!!
.gif)
تازه برام یه لوگو اختراع کرده که تو عکس پست گذاشتمش!!!!
خیلی باحاله!!!!!!!!!!فقط بهش بگو آپ کنه!!!
بابت این همه فعالیتتم ممنون!!!!!
راستی از قسمت نویسنده ها عضوت کردم
با نام کاربری:
mina
و پسورد:
mina
از این به بعد با این اطلاعات وارد وب شو!!!
فقط همین،دوستت دارم آجی جون،
بای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی
.gif)